هفت سال پیش
اون موقع ها که تو بلاگفا وبلاگ داشتم و کلی مینوشتم و اولین تفریح اینترنتی هیجان انگیزم بود
با فرشته اشنا شدم
الان :)) نشستم ترمینال و منتظر حرکت اتوبوس ـم
و امشب قراره همدیگرو برای اولین بار ببینیم
قشنگ نیست ؟ :))
پ.اس: این سفر خیلی یهویی دیشب ساعت ٠١:٣٩ بامداد گرفته شد اند هیر عای عم
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
بیست دقیقه دیگه حرکته :)) عایم فاکینگ فریزینگ :$
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
رهاااااااا رها رهااااااایـم
از بند هر کس و هر چیزی رهایم هم اکنون ^^
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
تو اوج گرونـی و بی پولی فقط من میتونم یه سفارش برا یه دوست عزیزی که خیلی وخته ازش خبری ندارم ثبت کنم :|
بلخره این دفتر طراح ـیه کوفتی رو سفارش دادم و تا یک هفته دیگه آماده میشه و تا سه روز بعدش به شهر نور ارسال و نمیدونم چند دقیقه یا چند ساعت یا چند روز بعدش به دست دوست عزیز رسونده میشه :|
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
مهره ی کمرم پیدا شد و جاش انداختم
هم اکنون ز درد پا (از قسمت رون) رنج میــبریــم
ینی منی که خیلی وخــته سابقه ورزش دارم تا حالا نشده بود انقد غر بدن درد و بزنم .. شما ببینید خانم ازون چه کرده با ما -_- باسنمم درد میکنه حتی .. عای !
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
یه زمانی بود شماره ناشناس بت پی ام میداد میخواستی ته توشو در بیاری که کیه ، شمارتو از کجا اورده ، چی میخواد ... الان اولین کاری که میکنم بلاک ـه و حتی حوصله ندارم برم عکس پروفایلشو ببینم :| پیر شدیم دیگه
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
من هرچقدم تو هر زمینه ای روشنفکر باشم یچیزی رو اصلا نمیتونم تحمل کنم و اونم رابطه ی بین پسر و پسر ـه
البته به گـِی ها احترام میذارم و هیچوقت مسخرشون نمیکنم و نخواهم کرد فقط اینکه نمیتونم حسی نداشته باشم به این قضیه .. وقتی یکی فیلمی با این مضمون بهم معرفی میکنه نمیتونم برم نگا کنم و ازون بدتر به فیلم اجازه بدم احساساتمو برانگیخته کنه (sorry my friend) فوقش مثلا بتونم پوکر فیس بمونم تا اخرش !
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
اصا عجیبه که چندین روزـه استوری نذاشتم نشونه ی خوبیه ولی
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
هوووولی فاکین شت !
چند ماهو من اینجا از دست دادددددم ؟ >_<
چیکار داشتم میکردم واقعا ! عاااااای ریلی نید مای لب تااااااب اینجوری نمیشه ینی چی :'(
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح
وضعیت دو سه شب اخیر من :
فیلم دیده ، جایش را کنار بخاری می اندازد ، لامپ هارا خاموش میکند و در سکوت دراز میکشد و با گوشی مشغول میشود .. یکی دو ساعت بعد صدای بارون سکوت و شکسته و به خواب میرود :)
برچسب:
نویسنده: آریا فلاح